
گفت:می خوام برات یه یادگاری بنویسم
گفتم:کجا؟
گفت:رو قلبت.
گفتم:مگه میتونی؟
گفت:سخت نیست آسونه
گفتم:باشه بنویس تا همیشه به یادگار بمونه
یه خنجر برداشت
گفتم: این چیه؟
گفت:سیسسس
ساکت شدم
گفتم:بنویس دیگه چرا معطلی.
خنجر رو برداشت و با تیزی خنجر نوشت:
دوستت دارم دیوونه
اون رفته ,خیلی وقته ,کجا؟ نمیدونم.
اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده.
دوستت دارم دیوونه
بي تو هستي تباه است خوبم روزگارم سياه است خوبم
من كه از عشق تو زنده بودم من كه پيش تو شرمنده بودم
حيف باشد مرا واگذاري . در شب غصه تنها گذاري
تار نجوا كند عاشقانه بغض دل وا كند عاشقانه
شاعر لحظه هاي كبودم گريه شد هر چه از تو سرودم
گريه كردم كه شايد بماني گر ز دستت برايد بماني
ليك بار سفر بسته بودي ديگر از زندگي خسته بودي
رفتي آرام ماوا بگيري در دل آسمان جا بگيري
شايد آنجا خدا را بيابي يار درد آشنا را بيابي
شايد آتجا دلت شاد گردد از غم و غصه آزاد گردد
من چه بايد كنم با غم خويش با دل نا شكيباي درويش
من چه بايد كتم با تباهي با غم اين بي پناهي
چون زميني پناهم تو بودي بهترين تكيه گاهم تو بودي
رفتي و بي تو من رو سياهم گرچه بخشیده بودی گناهم

خیلی بیشترازاونی که فکرشو بکنی دلم گرفته ازاین همه غربت دلم گرفته اراین همه نامهربونی دلم گرفته ازهمه آدمای دوروبرم دلم گرفته کاش کنارم بودی و می تونستم سرموبزارم روشونه هات وگریه کنم کاش کنارم بودی و دستهای گرمت آرامش بخش وجودم می شد کاش کنارم بودی وآغوش پرمهرت پایان دهنده همه غصه هام می شد کاش کنارم بودی و.... ولی سهم من ازاین همه عشق چیزی جز.....
صفحه قبل 1 صفحه بعد


